تبليغاتX
O U R T U R K I S T A N
 

 

 

    به آقای اکبر اعلمی صلاحیت ندادند چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

        خوب معلومه به خاطر اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (پارسی)

+ نوشته شده توسط مهدی گونتکین در 2009/5/15 و ساعت 18:57 |

جغرافیای تاریخی آزربایجان (آذربایجان)

http://www.moghaninfo.com/Aim-More/Azerbaijan-Joghrafia-Tarikh.htm

سرزمين آذربايجان در طول تاريخ هزاران ساله و پر فراز و نشيب خود با نامهای مختلفی در تاريخ ثبت شده است. و اين اسامی معمولا از اسامی اقوامی گرفته شده بود که در آن سرزمين زيسته و دولتهای مقتدری را در آنجا بوجود آورده بودند. اسامی که با استناد به اسناد تاريخی ميشود به آن اشاره کرد،از جمله عبارتند از: سرزمين قوتتی ها، هوری ها، سايبيرها، آذها، ماننا، ماد، آلبان ، آذربايگان وآذربايجان. اسم امروزی آذربايجان معرب آذربايگان ميباشد که تخمينأ از اواخر قرن سوم قبل از ميلاد تا زمان اشغال آنجا توسط اعراب بدان نام خوانده ميشد.

آذربايگان يک کلمه کاملا تورکی بوده و در اصل متشکل ازاجزای : "آذ+ار+بای+گان يا قان معرب شده يعنی جان" ميباشد.

ـ "آذ يا آس" نام قومی از توركهاي قديم ساکن در آذربايجان بوده که در نوشته های قديم "اورخون ـ يئنی سئی" نامبرده شده است . بارتولد تاريخدان معروف روسی وابستگی آذها را با قبايل تورکوش که در منابع آشوری بارها به آنها اشاره شده است را محتمل ميداند.

ـ "ار" دارای منشاء تورکی بوده و به معنی جوانمرد،فرد و انسان ميباشد. اين واژه به صورت پسوند به واژه های ديگر چسبيده و نام قبايل را بوجود ميآورد(آوارـخزار يا خزرـ قاجار يا قجر و...) آزر يا آذر به معنی قوم و قبيله ای که بعدها با تغييرهای مختصری به "هازرـخازرـخزر"تبديل ده است.

- "بای" يا" به ی" يا "بيکـ ـ بيگ" به معنی غنی ، حاکم، رئيس و... از طرفی "بايماق" در ترکی قديم بع معنی تکامل و پيشرفت ميباشد.

- "گان" در زبان تورکی با قبول تغييرات آوايی به "قان" (و در زبان عرب به جان) مبدل شده و دارای معانی زيادی چون پدر، خاقان و ... ميباشد و نيز "قان" در ترکی علامت فاعلی با تأکيد و مبالغه است (چاليشقان) و بايقان يعنی تکامل يافته و بسيار پيشرفته. با توجه به مراتب مذکور، "آذربايگان" به معنی "پدر توانگر انسان آذ يا آسی" و به بينی ديگر "پدر توانگر مبارک" و آذيهايی که بسيار پيشرفته هستند" ميباشد. تاريخ قومی و نژادی آذربايجان با نژاد و ايل های تورک زبانی چون سومرها، ساويرها، قوتتی ها، اورارتوها، ماننا ها، ساکاها، کنگرها، مادها، اوغوزها، قبچاق ها و...مربوط است.(۱) حدود و مرزهای جغرافيايی سرزمين آذربايجان از ديرباز طبق اسناد باقی مانده آشوری، ايلامی، بابلی و...کاملا قابل اثبات است. طبق اين اسناد حدود اين سرزمين از جنوب کوههای قفقاز تا سرزمين کاسسی ها (کرمانشاه و لرستان امروزی) بوده است. يعنی در داخل ايران امروزی علاوه بر مناطق تورک نشين کنونی استانهای آذربايجان شرقی و غربی، اردبيل، زنجان، قزوين، همدان، قسمتهايی از استانهای مرکزی و گيلان و... کل استان کردستان و قسمتهای اعظمی از استانهای کرمانشاه و لرستان نيز جزو آذربايجان بوده است. م.دياکونوف در کتاب "تاريخ ماد" نتيجه گيری ميکند که سرزمين تحت حاکميت آتروپات زمان حمله اسکندر کبير درست منطبق با مرزهای دولت ماننا بود و اين سرزمين بعدها آذربايگان ناميده شد.(۲)

طبق اسناد قديمی عربی، در صدر اسلام حدود جغرافيايی آذربايجان از شهر دربند در داغستان امروزی تا جنوب استان همدان امروزی بود.( دربندنامه،ص۲۵،چاپ تفليس ۱۸۹۸).(۳)

در دوران اشغال آذربايجان توسط خلفای اموی و عباسی نيز جغرافيای ارضی آذربايجان بدون تغيير و از همدان تا دربند باقی مانده بود و تحت نام "مملکت آذربايجان" تحت فرمانروايی يک حاکم عرب اداره ميشد.

در مورد محدوده‌ جغرافیایی آذربایجان در دوره اسلامی، مدارك زیادی از جغرافی‌نگاران و مورخان وجود دارد. همه این نوشته‌ها و نظرات كه از دانشمندان و جهانگردان و جغرافی‌نگاران به نام ارائه گردیده، آذربایجان را تقریباً سرزمینی دانسته‌اند كه از شمال به دربند و از جنوب به همدان (لازم به ذكر است كه بعضی از منابع كه ارائه گردید قسمتی از كردستان را نیز در قلمرو آذربایجان به حساب آورده‌اند. از جمله سیسر یا سنه = سنندج) و از غرب و شمال غربی به امپراتوری عثمانی و از شرق به استان گیلان محدود بوده است كه تقریباً شامل استان‌های كنونی آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان، قزوين و قسمتی از استانهای مرکزی،کردستان،گيلان و کرمانشاه است.

بلعمی از وزرای عهد سامانی كه كتاب تاریخ طبری را ترجمه و تخلیص كرده است، در مورد حدود آذربایجان چنین می‌نویسد: ((اول حد از همدان گیرند تا به ابهر و زنگان بیرون شوند و آخرش به دربند خزران و بدین میانه، هر چه شهرها است همه را آذربایگان خوانند ... راه‌ها به آخر آذربایگان كه از آن جمله بلاد خزران شوند، گروهی برخشك و گروهی از دریا، كه از هر راهی دربند خوانند و به تازی باب گویند.))(۴)

مورخ و دانشمند شهير محمود کاشغری در کتاب ارزشمند " ديوان لغات التورک" که هزار سال پيش نوشته راجع به سرزمينهای توركها، از جمله آذربايجان، معلومات زيادی را ارائه داده و مرزهای آذربايجان را از قم تا دربند ذکر کرده است.(5)

دکتر رحیم رئیس‌نیا نویسنده كتاب "‌آذربایجان در سیر تاریخ ایـران"، به نقشه‌ای اشاره كرده است كه شریف ادریسی (493-560 ق) جغرافی‌دان و نقشه نگار مراكشی در حدود سال 549 ق كشیده است و كنراد مولر آلمانی در سال 1928 با الفبای لاتین آن را منتشر نموده است. به نوشته او، شریف ادریسی در نقشه‌ای كه كشیده، اراضی میان كوه‌های قفقاز و كر را – شروان – "‌آدری آذربایجان" (آذربایجان پسین و یا عقبی) و اراضی بین رودهای ارس و كر را "‌بقیه آردی آذربایجان" و آذربایجان كنونی ایران را ((‌بلاد آذربایجان)) نامیده است.(6)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی گونتکین در 2009/5/8 و ساعت 13:43 |

اقتباس از سایت www.moghaninfo.com

مقدمه :

زبان ترکی سومین زبان با قاعده وقانونمند دنیا به 29 لهجه ونوع مختلف از کشور چین در شرق آسیا تا منطقه بالکان در قلب اروپا تکلم می شود که از اینان 22 لهجه دارای گرامر و ادبیات مستقل می باشد و بر خلاف زبانهای هندی اروپایی در بین زبانهای این خانواده اختلاف چشمگیر وجود ندارد. علت تفرق وگوناگونی زبان توانمند وسرشار ترکی حوادث تاریخی، شرایط اقلیمی و ویژگیهای آوایی بوده است هیچ یک از زبانهای زنده و مرده دنیا به اندازه زبان ترکی دارای انوا ع، گونه ها، لهجه ها وشیوه های فراوان نیست . زبان ترکی به چهار گروه عمده شامل:

گروه شمال شرق (آلتای)

گروه جنوب شرق (گروه آسیای مرکزی)

گروه شمال غرب (قبچاق)

گروه جنوب غرب (گروه اغوز)

که از این چهار گروه در ایران گروه جنوب شرق شامل ترکمنها وازبکها وگروه جنوب غرب اوغوزها شامل ترکان آذری .قشقایی و… بيشترين فراواني را دارا هستند.

سابقه حضور ترکان درایران پیشینه ای هفت هزار ساله داردکه لیکن به دلیل خصوصا سیاستهای ترک ستیزی و عرب ستیزی رایج در عصر ستمشاهی

پهلوی هرکتيبه و یا نشانه‌ای ازفرهنگ ترکی در آثار باستان شناسی به دست آمده یا معدوم گشته یا به زیرزمین موزه ایران باستان منتقل شده است. لیکن در موارد قابل اشاره موجود فعلی می توان آثار زیر را نام برد:

1-ظرف فلزی سنگین وزن مخروطی شکل که در سال1333 ش کشف گردید و اکنون در موزه ایران باستان قرار دارد

2-چند ظرف منقوش با نوشته های ترکی در طوالش ایران که در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود

3-کتیبه روستای رازلیق در نزدیکی شهر سراب مربوط به دوران اورارتورها

4-آرامگاه شاهزاده ماننایی در جنوب دریاچه ارومیه مربوط به قرن نهم پیش ازمیلاد که سنگ نوشته ترکی روی آن در موزه بریتانیا قرار داردو…

غیر از سنگ نوشته های باستانی آثار خطی دست نویسی ترکی در ایرا ن نیز از قرن سیزدهم میلادی موجود است که مشهورترین اثرتاریخی وادبی آن کتاب مشهور ((دده قور قود ))میباشد که نسخه اصلی آن نیز در موزه واتیکان نگهداری می شود .

ترکمنها :

طبق سرشماری سال 1375 حدود دو میلیون نفر ترکمن در ایران زندگی می کنند. پراکندگی جمعیتی ترکمانهای ایران غالبا در استانهای گلستان، مازندران و شمال خراسان می باشد .همانگونه که در تقسیم بندی 4 گروه عمده ترک اشاره شد ترکمنها در گروه جنوب شرق (گروه آسیای مرکزی ) قرار داشته وویژگیهای زبانی متفاوت با دیگر ترکان ایران دارند .در زبان ترکمنی با آنکه ترکی از نظر عمومی زبانی کوتاه صا ئت می باشد این وجه زبانی متمایز تر بوده وحروف حلقی در آن نمود بیشتری دارد زندگی ترکمنها بر اساس پایبندی به سنتها و ارزشها ی اجتماعی خاص خودشان می باشد . ترکمنها مسلمان و سنی مذهب می باشند.

عمده طوایف ترکمن ساکن در ایران شامل: خزرلی، نرزیم، آناولی، ناخورلی، چاوادار، اساری، گوکلان، سالیر، ساریق، تیکه، یومود، و تورکمان می باشند.

ترکی خراسان:

طبق آثار سر شماری سال 1375 حدود چهار صد هزار نفر ترک بومی در منطقه خراسان ساکن هستند. پراکندگی جمعیتی ترکهای خراسان غالبا در مناطق شمالغربی مشهد، غرب بجنورد، قوچان و نزدیکیهای سبزوار می باشد.

لهجه ترکهای خراسان را لهجه قوچانی نیز می نامند .ترکی خراسانی به نوعی حد واسط ترکی آذری و ترکمنی می باشد. و در بین ترکهای خراسان ترکیب نژادی گوناگون و تفاوتهای لهجه ای بسیار وجود دارد. ترکهای خراسان به نوعی مشتقی شده از طوایف ترکمن، اوزبک،مینگی و مغولی می باشند. ترکی سلجوقی نیز در بین جمعیت بسیار اندکی در خراسان و برخی مناطق کرمان رایج می باشد لهجه ایاز ترکی نیزکه تیموری نامیده می شود در بخشهایی از خراسان و مازندران و گلستان رایج است. در بین ترکهای خراسان هر دو مذهب شیعه و سنی رایج می باشد.

تركي قزاقي:

این لهجه از زبان ترکی در تقسیم بندی ترکی جزوگروه شمال شرق(آلتای) جای دارد. جمعیت ترکان قزاقی در ایران کمتر از پنج هزار نفر بر آورده می شودکه در چند روستای نزدیک گرگان پراکندگی دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی گونتکین در 2009/4/27 و ساعت 14:56 |